دریاچه؛ جایی که تصمیمها تهنشین میشوند

یادداشت؛ نبض آذربایجان ـ سعید رنجبر: سالهاست درباره نجات ارومیه از «آوردن آب» حرف میزنیم؛ از بارش، رهاسازی، انتقال و حقابه. اما شاید سختترین بخش ماجرا جای دیگری باشد:احیای ارومیه فقط آب آوردن نیست؛ کمتر آب خواستن است.
دریاچه در سال ۱۴۰۴ این واقعیت را دوباره به ما یادآوری کرد. تابستان، نشانههای بحران پررنگ بود؛ اما پاییز با بارشهای بهتر، ورق تا حدی برگشت. افزایش ۵۳ سانتیمتری تراز و رسیدن وسعت دریاچه به ۸۲۴ کیلومترمربع، خبر امیدوارکنندهای بود.
اما یک خطر وجود دارد: اشتباه گرفتن یک سال بهتر با حل شدن یک بحران چندساله.
اگر بارش امسال را پایان بحران بدانیم، ممکن است دوباره همان مسیر گذشته را طی کنیم؛ مسیری که در آن هرگاه آسمان سخاوتمند بوده، امیدوار شدهایم و هرگاه بارش کاهش یافته، دوباره نگران شدهایم.
این چرخه باید شکسته شود.
مسئله ارومیه فقط این نیست که چه مقدار آب وارد دریاچه میشود؛ مسئله این است که پیش از رسیدن آب به دریاچه، چه مقدار از آن مصرف میشود.
تصمیمها در ساحل گرفته نمیشوند. در مزرعه گرفته میشوند؛ جایی که نوع محصول انتخاب میشود. در چاه گرفته میشوند؛ جایی که برداشت آب ادامه پیدا میکند. در مدیریت منابع گرفته میشوند؛ جایی که میان مصرف شرب، صنعت، کشاورزی و محیطزیست اولویت تعیین میشود.
به همین دلیل، ارومیه را باید بیش از یک دریاچه، آینه مدیریت آب در حوضه خود دانست.
هرچه در بالادست تصمیم بگیریم، دیر یا زود در پاییندست دیده خواهد شد.
در این میان، کشاورز نباید به متهم پرونده ارومیه تبدیل شود. کشاورزی برای بسیاری از مردم منطقه، فقط یک فعالیت اقتصادی نیست؛ معیشت است. نمیتوان از کشاورز خواست محصول کمآببر بکارد، اما بازار، درآمد و امنیت اقتصادی جایگزین در اختیارش نگذاشت.
اصلاح الگوی کشت زمانی موفق است که تغییر محصول، از نظر اقتصادی نیز برای کشاورز قابل دفاع باشد.
یعنی حمایت مالی، تضمین خرید، بازار مناسب و آموزش باید در کنار سیاست کاهش مصرف آب قرار گیرد.
از سوی دیگر، حقابه محیطزیستی نباید فقط یک عدد در مصوبهها باقی بماند. حقابه زمانی معنا پیدا میکند که در سالهای کمآبی نیز سهم دریاچه از منابع آب مشخص، قابل اندازهگیری و قابل مطالبه باشد.
کاهش مصرف در مزرعه، کنترل برداشت از آبخوانها و تضمین حقابه دریاچه، سه ضلع یک راهحلاند؛ حذف هر ضلع، دو ضلع دیگر را کماثر میکند.
سال ۱۴۰۴ میتواند یک نقطه عطف باشد؛ نه به این دلیل که بحران تمام شده، بلکه چون طبیعت فرصتی دوباره در اختیار ما گذاشته است.
این بار نباید فقط منتظر باران بعدی بمانیم.
باید از خود بپرسیم: اگر فردا بارش کمتر شد، چه چیزی در رفتار ما تغییر کرده است؟
اگر پاسخ، همان تصمیمهای گذشته باشد، آب امسال تنها یک وقفه در بحران بوده است.
اما اگر مصرف کمتر، برداشت کنترلشدهتر و حقابه پایدارتر شود، آنوقت میتوان گفت اتفاق مهمتری رخ داده است؛ نه فقط آب به دریاچه برگشته، بلکه عقلانیت نیز به مدیریت آب نزدیکتر شده است.
ارومیه بیش از آنکه به وعدههای تازه نیاز داشته باشد، به تصمیمهایی نیاز دارد که اثرشان قابل سنجش باشد.
آب میتواند برگردد؛ باران میتواند دوباره زمین را سیراب کند؛ اما پایداری دریاچه زمانی آغاز میشود که مدیریت ما دیگر منتظر معجزه آسمان نماند.
چون در ارومیه، هیچ تصمیمی گم نمیشود.
آنچه امروز در مزرعه، چاه و اتاق تصمیمگیری انتخاب میکنیم، فردا در بستر دریاچه دیده خواهد شد.
و شاید همین، خلاصه تمام ماجرا باشد: دریاچه؛ جایی که تصمیمها تهنشین میشوند.
برچسب ها :ارومیه ، دریاچه ارومیه
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0